ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

361

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

بذا به مدّ و به معناى دشنام است ، و منظور از اوتى فى عجانه كنايه از كارى است كه ذكرش زشت مىباشد . معناى كلمه اين است كه - با هر كه آن كنند كه قوم لوط كردند كم حيا بلكه بى حيا مىشود و باكى ندارد كه سخن زشتى و دشنامى از دهانش خارج شود چون حيا ندارد و بد زبان است و از غيرت و ايمان بدور مىباشد ، و براى اين كه اين كار سخت زشت و بد است گويند : جز لواط هر چه نفس ( مؤمن ) بخواهد در بهشت يافت مىشود . 65 - السعيد من وعظ بغيره . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : نيك بخت كسى است كه از ديگرى پند بگيرد . شارح گويد : معناى كلمه اين است كه سعادت دنيا و آخرت از آن كسى است كه پند مىگيرد و نصيحت را از كسى كه براى ديگرى نصيحت مىكند و از كار زشت و بد باز مىدارد مىپذيرد ، و چون ببيند كه از ديگرى كار زشتى سر مىزند بدش مىآيد و هرگز به دو نزديك نمىشود چنان كه به لقمان حكيم گفته شد : ادب از كه آموختى پاسخ داد : از بى ادبان ، چون هر كارى را كه ديدم از او سر مىزند ترك كردم . 66 - الشّر جامع لمساوى العيوب . امير مؤمنان عليه السلام فرمود : بدى گرد آورندهء عيبها و زشتيهاست . شارح گويد : شرّ ضدّ خير است گفته مىشود : شررت يا رجل به فتح و كسر ( را ) شرّا و شرارا و شرارة به فتح ( شين ) در همه ، و فلان شرّ الناس ، ولى ( فلان ) اشر الناس جز در يك لغت پست گفته نمىشود ، يونس گفته است : مفرد اشرار شر است مانند زند كه مفرد ازناد مىباشد و اخفش گويد : مفرد اشرار شرير است مانند يتيم و ايتام ، و شرير بر وزن سكيت به كسى گويند كه بسيار شرور باشد . و شرّه به كسر ( ش ) مصدر است در منتخب صحاح چنين آمده است . و مساوى جمع مسؤ از سوء است و اضافه اش به عيوب بيانى است . معناى كلمه اين است كه - هر كس به شرّ و ضرر نزديك و به نفع و كار خير دور باشد عيبهاى زيادى در او ظاهر مىشود و عيبهايش در همه چشمها آشكار مىگردد و عيبها و نقصهايش ياد مىشود و فضيلتها و منقبتهايش فراموش مىگردد ، پس بر كسى كه بزرگوارى و خوشبختى مىخواهد لازم است كه از فريب و شرارت دورى كند چنان كه گفته شد . شعر : از خود نشانى بگذار كه آثارش نيكو باشد و از هر كس به تو چيزى داد سپاسگزارى كن اگر چه يك دانه كنجد باشد .